28 آبان 1396
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آرشیو وبلاگ
ابر برچسب
يکشنبه 28 آبان 1396

شماره‌ی اول نشریه‌ی سیاسی، صنفی و فرهنگی گام را از اینجا در یافت کنید:

لینک یک: https://t.me/gam1395/13

لینک دو: http://s2.picofile.com/d/8262628292/fbe9c2a8-1f78-42cc-82d9-85b0bdaaa7cd/%DA%AF%D8%A7%D9%85_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%88%D9%84.pdf


نویسنده : گام

«میدان کار»، استثمارعریان زنان کارگر

 

امیرحسین محمدی فرد

اخبار و گزارش های منتشر شده از سوی رسانه های نظام سرمایه داری، درباره چگونگی وضعیت کار و شرایط زندگی طبقه کارگر، تاکنون تنها گوشه ای از ابعاد وسیع استثمار ودر تنگنا قرار گرفتن جامعه کارکن و طبقه کارگر را نشان داده است. چند روز پیش خبری در رسانه ها(1) مبنی بر حضور زنان کارگر و دختران و زنان خانواده های کارگری در"میدان کار"شریف آباد استان لرستان منتشر شد. جدا از ناله ها و شکایت های مردسالارانه و سنت های عقب مانده ی رایج در این رسانه ها که گویا"تعصب مردانه"و "عفت زنانه" زیر سوال رفته؛ انتشار این تصاویر و اخبار مربوط به زنان جویای کار در میدان اصلی شهر، حضور گسترده و متجمع زنان را در بازار کار خاطر نشان کرد. از این نظر که زنان کارگر حضورشان را در عرصه کار تحمیل کردند، به خودی خود امری مثبت است. زنان کارگر به عنوان نان آور خانواده، علاوه بر کار مجانی در خانه که صرف امور نگهداری از فرزندان، رسیدگی به محیط زیست خانواده، نیروی کار سرمایه داری می شود، به عنوان محور درآمدزایی خانواده، وارد عرصه سوخت و ساز تولید به طور علنی شده اند. پرده استتار سرمایه داری کنار رفته و قابل مشاهده است که سنت و فرهنگ ها، باورهای عقب مانده و آداب و رسوم دست و پاگیر، هنگامی که با سود آوری و رشد صنعت سرمایه داری در تناقض قرار می گیرند، به راحتی از سر راه برداشته شده و یک شبه تمامی این"مقدسات" فراموش می شوند. هر زمان که معیشت خانواده دچار بحران می شود و از سوی نظام سرمایه داری مورد حمله قرار می گیرد، زنان و کودکان باید روانه بازار کار شوند. ضرورت انباشت سرمایه برای کارفرما سبب شده تااقتصاد بر فرهنگ، خرافه و مناسبات عقب مانده غلبه کند. سرمایه داری تمام سدها و موانع را در این مسیر از میان بر میدارد و به مقابله با آن می پردازد.

مکانیزه شدن پروسه تولید و سیر تکامل ماشین آلات و تکنولوژی صنعتی، کاهش تقاضای نیروی کار راه به همراه آورده که نتیجه اش کاهش روزافزون دستمزد کارگران نسبت به تورم شد. و در ادامه، دیگر اعضای خانواده، کودکان و زنان هم وارد بازار کار می شوند. زنان در پروسه تولید و انباشت سرمایه برای نظام سرمایه داری، سود مضاعف می آورد چرا که در مقایسه با مردان کارگر مزد کمتر دریافت کرده و بیشتر در معرض بیکاری و اخراج قرارگرفته؛ و از طرف دیگر وظیفه ی طاقت فرسای کارخانگی و نگهداری از کودکان و سالمندان را نیز متحمل می شوند. این بخش از طبقه بی حقوق ترین کارگران است. در ایران قانون نابرابر علیه اش وضع می کنند. مثل کارگران افغانی که مشاغل پایین تری را به نسبت باید اشغال کنند. در هیچ کارخانه ای سرکارگر یا مسئول کارگر افغانی یا زن دیده نمی شود. در صورتیکه آموزش فرزندان و پرستاری از سالمندان و بیماران خانواده نیز بر عهده آنان است. زنان نیمی از جامعه کارگری هستند که از سوی سرمایه داری نادیده گرفته می شوند و در انقیاد نگاه داشتن آنان، می تواند منشا سودآوری باشد. واقعیت این است که این بخش از طبقه کارگر تاریخا توسط اعتقادات خرافی ، کم ارزش معرفی شده، از دو منظر برای نظام سرمایه داری سودآور است. از طرفی تا حد امکان مزد زنان ارزان نگه داشته و با ایجاد رقابت ، مزد مردان را نیز پایین تر می آورد و از سوی دیگر کار باز تولید نیروی کار را تقبل نکرده و امکانی هم برایش فراهم نمی آورد. کارخانگی، شغل محسوب نمی شود. شرایط کار برای زنان جامععه نابرابر است. این بی حقوقی نیمی از طبقه کارگر، انعکاس تولید و بازتولید قوانین تبعیض آمیز و عادات، فرهنگ و باورهای مرد سالارانه و ارتجاعی آن جامعه است.

بازار کار در ایران براساس کارگر ارزان و خاموش بنا شده که نمی تواند از بهره کشی زنان طبقه کارگر در سایه بی حقوقی، چشم پوشی کند. این ارتش کار موجودیت دارد. اما از سوی نظام سرمایه داری به رسمیت شناخته نمی شود و سعی می کند تا تبعیض و نابرابری علیه این بخش از طبقه کارگر را امر بدیهی نشان دهد. بدین ترتیب است که همه اعضای خانواده کارگر را بدون تفکیک جنسی و سنی به استثمار فرا خوانده می شوند. کار اجباری مزدی جانشین بازی کودکان شده و زندگی خانوادگی به کار مجانی و تحمیلی تبدیل می شود.


نویسنده : گام

                

معضل بی افقی چپ پوپولیست و یک می

 

اميرحسين محمدى فرد

سراسر دنیا، روز جهانی کارگر، صحنه صف بندی بورژاوازی و طبقه کارگر برای برگزاری یک می است. بورژاوازی با تمام نهادها، ارگان ها ودر راس آن حاکمیت سیاسی اش، در تلاش است تا به روز جهانی کارگر رنگ و نشانی غیر طبقاتی بزند. اول ماه می در تمام جوامعی که تحت سلطه نظام سرمایه داری هستند، بر مبارزه طبقاتی کارگران علیه وضع موجود، استثمار وستم طبقاتی تاکید می کند. اما جبهه متحد بورژوازی در طول تاریخ مبارزه طبقاتی، با کمک جریان ها و سنت های غیر کارگری، سازمان هاو تشکل های حاشیه ای و احزاب رفرمیست وسوسیال دمکرات، سعی کرده که هر سال این روز را از محتوای طبقاتی و هویت کارگری اش دور کند. واین روز را به «آشتی ملی» یا آکسیون های ملال آور وگلایه هایی از بورژوازی در چهارچوب «دمکراسی» و«جامعه مدنی» تقلیل دهد. در ایران نیز بورژوازی از سرکوب وبازداشت تا برنامه های حکومتی ومراسم های خانه کارگر در تهران و برخی از شهرستان ها مسلح میشود و می خواهد به روز جهانی کارگر، این دست آورد بزرگ طبقه کارگر تعرض کند. تلاش می کند راه های ممکن برای هرگونه خود نمایی مستقل ومتحدانه طبقه کارگر را سد کند. در کنار این تعرض آشکار بورژوازی در قالب خانه کارگر؛ که گویا تنها راه ممکن برای حضور کارگران در یک می معرفی می شود، سنت ها و گرایش های پوپولیستی و فرصت طلبان چپ حاشیه ای نیز در مقاطع مختلف و به بهانه ها واستدلال های متافیزیکی گوناگون از توازن قوا ومکانیسم های اجتماعی شدن، وشاید فقط قصدی خیرخواهانه، دنباله روی بخشی از بورژاوزی ایران شدند و درنهایت صف ارتجاع سرمایه داری را علیه طبقه کارگر مستحکم کردند.

اگر بخواهیم از زاویه طبقه کارگر به این روز نگاه کنیم، روز اعلام وجود طبقه کارگر واعلام ایستادگی بر قصد رهایی انسان ها توسط پرولتاریا است. طبقه کارگر در این روز، در سراسر جهان آگاهی خود را از نظام بردگی مزدی اعلام می کند واتحاد خود را به عنوان یک طبقه جهانی و واحد جشن می گیرد. در مقابل، روز پردردسر و تهدید آمیزی برای بورژوازی است. از دیدکارگر آگاه وسوسیالیست های طبقه کارگر، جامعه ایران بر اساس مکانیسم های اقتصادی وسیاسی بورژوازی استوار است. در نتیجه تنها دگرگونی ای ماحصل اش رهایی پرولتاریا است، که توسط طبقه کارگر پیش رود و انجام شود. واین امر زمانی اتفاق می افتد که پرولتاریای ایران بر تفرقه ها و گرد و غبارهای ایجاد شده توسط نظام سرمایه داری که مبنای بقای حکومت اش است، پیروز شود. این شاخص موفقیت و میزان توان پرولتاریا در فتح سنگرهای پیش رو است. پس اگر روز یک می نشان دهنده اتحاد و همبستگی طبقه کارگر است، باید به عوامل ذهنی به عنوان شاخصی تعیین کننده در چگونگی سبک کار کارگری برای حضور در این روز نگاه کرد. نباید یک می را به یک آکسیون ضد رژیمی صرف یا به روز «اعلام مطالبات صنفی» تنزل دهیم. در روز جهانی کارگر، باید تفاوت پرولتاریا با دیگر قشرهای جامعه مشخص و روشن شود. باید به این سوال پاسخ داده شود که منشا ثروت سرشار در جامعه کدام طبقه است وچرا از امکاناتی که تولید کرده بهره مند نیست؟

بنابراین سیاست وسبک کار سوسیالیستی برای چگونگی حضور در این روز نمی تواند آمدن به خیابان برای طرفداری از جنبش های بورژوایی و جریان های غیر طبقاتی باشد. یک می امسال در ایران شرایط ویژه ای داشت. از طرفی محدودیت ها و ممنوعیت های قضایی و پلیسی ازسوی بورژوازی که فعالیت های مستقل در این روز را تاب نمی آورد، و از سوی دیگر مه غلیظ تفرقه افکنی که خانه کارگر و دیگر نهادهای وابسته به دولت به پا کردند تا موقعیت دوباره ای باشد برای بورژوازی و دستگاه سیاسی اش که «کارگر دوست» جلوه کنند. با توجه به چنین شرایطی که نظام سرمایه داری ایران بر کارگران برای برگزاری یک می تحمیل کرده، سنت ها و احزاب چپ و فرقه هایی که طبقه کارگر را به عنوان اصناف گوناگون و منفرد می بینند، و سیاست گریزی را با مبارزه طبقاتی یکسان می پندارند نیز، به جای متحد کردن کارگران در محیط های صنعتی و دخالت دادن خانواده های کارگری برای شرکت در این روز به مثابه تمام طبقه کارگر و اجتماع در محلات و پارک ها ، مراکز تفریحی و محیط های کار و زندگی ، دنباله روی از رویدادها و موقعیت هایی که بورژوازی برای بهره بری خوداش ایجاد کرده را جایگزین روز جهانی مستقل کارگری می کنند.

این روش ها، بارها ناتوانی خود را در پیشبرد مطالبات طبقه کارگر ثابت کرده و در عمل نیز دگرگونی خواهی اش را تا حد دنباله روی خرده بورژوایی که نتیجه بی ربطی اش به سوخت وساز طبقه کارگر است، تقلیل داده است. نهایت کار اجتماعی و کارگری برای پوپولیست ها و فرصت طلبان، علیرغم هر ادعا و نیت خیرخواهانه ای که داشته باشند، به جنبش خودبخودی پرولتاریا خلاصه می شود.

سنت فرصت طلبی توده ایستی و گرایشات پوپولیستی چپ ملی موجود در «جنبش کارگری» ایران خصلت آکادمیک داشته و به دلیل همین برداشت آکادمیک از سوسیالیسم علمی، در عمل به اقتصاد گرایی صرف، دنباله روی از جنبش های بورژوایی وآکسیونیسم غلطیده، و در آخر نیز به عنوان نیروی بازدارنده و تفرقه افکن در پیشروی طبقه کارگر تبدیل شده اند. این سنت وقتی تشکل هم می سازد، بیرون از طبقه کارگر و سوخت ساز طبقاتی است. و زمانی که کارگران را برای حضور در یک می فرامیخواند، از فرط فرصت طلبی سرخورده شده ویا پیاده نظام جریان ها و پیش برنده منافع و مقاصد بورژاوزی می شود. این سنت در هیچ برهه ای تاریخی از مبارزه طبقاتی پرولتاریای ایران، از روش عملی مبتنی بر مکانیسم های اجتماعی، در صحنه سیاسی و مبارزه اقتصادی برخوردار نبوده و هیچگاه سوسیالیستی و کارگری نبوده است. زمان سلطنت پهلوی و سالهای اول انقلاب 57، سنت توده ایستی و گرایش چپ ملی وشرق زده ایران، سرمایه ملی را مترقی می دانست و در دوران اصلاحات، گوشت دم توپ دوم خردادی ها برای گفتگوی تمدن ها بودند. همان سنت کهنه ای که در سال 88 وجنبش سبز با فراخوان ها وبیانیه های متعدد، سعی کردند تا اول ماه می آن زمان را به روزی برای اعتراض علی العموم مردم ناراضی تبدیل کنند. احزاب رفرمیستی و چپ بورژوایی، می خواستند از طبقه کارگر به عنوان اهرم پیروزی بخشی از بورژوازی که موسوی وکروبی نماینده اش بودند؛ و از روز یک می به عنوان بهانه ای دیگر برای کشاندن مردم به خیابان به زیر پرچم سبز بورژوازی استفاده کنند. برای این جریان ها و سنتها نقطه آغاز حرکت و فعالیت سوسیالیستی، پرولتاریا نیست بلکه رویای آنارشیستی و فردگرایی خرده بورژوایی است که خود محصول نا امیدی است. توده ایسم محصول درآمیختن تئوری و عمل روشنفکران مضطرب و خرده بورژوای سرکش است که توانایی درک مبارزه طبقاتی را ندارند وبا نفی مضحک سیاست، جدال پرولتاریا را به «خواست صنفی» واقتصاد گرایی صرف برابر می دانند. در حقیقت تبعیت کردن، از سیاست های سرمایه داری با نقاب منزه طلب سیاست گریزی است. این سنت موجود در «جنبش کارگری»هرگز نمی تواند منشا اثر شود و از عوارض آن، این است که فعالین جنبش کارگری نیز تاثیر گرفته و غالبا بدون توجه داشتن به توازن قوا میان بورژوازی و پرولتاریا، قدرت طبقه کارگر را در اجتماع اش در خیابان محدود می کنند.

امسال در آستانه روز جهانی کارگر، برخی از «تشکل های کارگری» مثل سندیکای نقاشان البرز، با صدور بیانیه رسمی، اعلام کردند که در تجمع خانه کارگر شرکت می کنند تا «خواسته های صنفی و اجتماعی خود» را بیان کنند! در این فراخوان از دانشجویان ومعلمان نیز دعوت کردند.!


نویسنده : گام

فقط گامهایی به پس «در حاشیه یک می ٩۵»

 

نوید غلامی

نوید غلامی : در یک می امسال برخی از چهره ها و افرادی که تحت نام فعالین کارگری مشغول فعالیت هستند، اقدام به دادن بیانیه ایی کردند که  طی آن از تمام فعالین و کارگران دعوت به عمل آورده شد

تا در مراسم خانه کارگر، در روز یک می که به مناسبت روز جهانی کارگر برگزار می شد، شرکت کرده و آن مراسم دولتی را به دست به گیرند، و در بیانیه و اظهار نظرهای مختلفی که مدافعین این طرح کردند این بود که حالا که دولت مجوز برپایی تجمع در یک می را به تشکل ها نمیدهد و نیز نیروی قابل اعتنایی برای برپایی تجمع در این روز نداریم، و با توجه به اینکه خانه کارگر مجوز لازم را گرفته، بهتر است این بار به درون مراسم خانه کارگر  برویم وکارگرانی که توسط خانه کارگر تحمیق شده اند را با شعارهای مترقی و کارگری خود به دورن صف خود بکشانیم و با این حرکت به اصطلاح خودی نشان دهیم. در این نوشته سعی می شودبه برخی از استدلال های مدافعین این تز پاسخ داده شود.

آخر دولت مجور نمی دهد!

یکی از استدلال های رایجی که مدافعین تز شرکت در مراسم خانه کارگر مطرح می کنند، همان طور که در مقدمه ذکر شد این است که دولت مجوز برپایی تجمع را نمی دهد. اولین برداشتی که از این استدلال به ذهن خطور می کند این است که گویا در یک می های سال های گذشته دولت مجوز لازم را صادر می کرده و امسال بد عهدی کرده است.! گویا فعالین کارگری آزادانه در مراسم های روز کارگر اقدام به برگزاری مراسم کرده اند و یا کسی به خاطر سازماندهی جشن کارگری مورد تعقیب قرار نگرفته است. یکی از انحراف های رایج در میان فعالین دقیقا همین است که از دولت سرمایه داری خواهان مجوز برای برپایی مراسم روز کارگر و مجوز برای ایجاد تشکل های به اصطلاح مستقل کارگری را دارند. در صورتی که تنها ضامن به ثمر رسیدن چنین کنش هایی بستگی تام وتمام به میزان توازن قوا درون صفوف طبقه کارگر دارد نه باز شدن  یا باز نشدن فضای سیاسی کشور. البته اگر فضای سیاسی کشور مناسب فعالیت بیشتر باشد، باید فعالین از این موقعیت ایجاد شده حداکثر استفاده را ببرند. در غیر این صورت مانند برخی از تشکل هایی که به نام کارگر درست شده، به نام کارگر و سندیکای کارگری نشریه منتشر می کنند و سایت اداره می کنند، گاهی دنبال روی جنبش دوم خرداد خواهند بود و گاهی دنباله روی روحانی برای کمک به رفع تحریم ها و انجام برجام دو در داخل کشور و به اصطلاح سهم خواهی از دولت سرمایه داری بعد از توافق هسته ای و سازش با دولت های سرمایه داری دیگر هستند. «معیار سنجش منافع حاصل از این توافق هسته ای و بازگشت پول های بلوکه شده برای اکثر مردم و طبقه کارگر حرف و کاغذ و وعده وعید نیست. سنجش ماحصل از این توافق در رفع بیکاری، رفع گرانی از زندگی مردم، راه اندازی کارخانه های ورشکسته و رشد تولیدات داخلی هم سنگ با نمونه های خارجی آن  و از همه مهم تر تجدید نظر در سیاست های وارداتی و کوتاه کردنکردن دست دلالان دولتی و غیر دولتی از بازرگانی خارجی است.»(1)

نیروی قابل توجهی نیست!

استدلال دوم که البته آن قدرها هم رایج نیست، این است که نیروی قابل توجه و قابل اعتنایی برای برپایی مراسم مستقل خود نداریم. گویا حال که نمی توانیم مراسم مستقل خود را بگیریم باید به مراسم خانه کارگر رفته و دوشادوش خانه کارگری ها –که البته تحمیق شده اند!!!- قرار بگیریم. مساله این است که نه الان، بعد از کودتای28مرداد1332 است و نه کارگر گوشش بدهکار چنین حرف هایی است. کافی است دوستان کمی به اخبار اعتراضات کارگری در همین چند ماه اخیر توجه کنند. کافی است در همین موتر جستجوگر گوگل کلمه ی اعتراضات کارگری را سرچ کنند تا جلوی چشمانشان اخبار اعتراضات شهرهای مختلف، از عسلویه تا مشهد و تبریز رژه بروند. این که ارتباط واقعی با این اعتراض ها ندارند و نمی توانند تاثیر کوچکی در روند اعتراضات کارگری داشته باشند، آن حرف دیگری است.

روزجهانی کارگر یا هایجک(2) مراسم خانه کارگر!!!

استدلال دیگری که حضرات مطرح می کنند این است که در مراسم خانه کارگر، لا به لای خانه کارگری ها با دادن شعارهای مترقی و کارگرپناهی خودمان، از قبیل «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» در میان کارگران عضو خانه کارگر هژمونی پیدا کرده و مراسم خانه کارگر را خود به دست می گیریم. معلوم نیست این طرح را یک گروه هواپیما ربایی حرفه ای مطرح کرده اند یا یک تشکل کارگری شناخته شده؟! باید به درک سطحی و کودکانه دوستان از مقوله هژموونی آفرین گفت. همچنین دید مکانیکی دوستان فوق العاده قابل تامل است. با رفتن درون مراسم خانه کارگر با چند نفر انگشت شمار، و دادن شعارهایی از قبیل«کارگر زندانی آزاد باید گردد»، نمی توان هژمونیک شد و نه می توان ذره ای تاثیر گذاشت.


نویسنده : گام

اعتراض به نشریه طرح نو و ناسیونالیسم در آذربایجان

نوید غلامی

به دنبال درج یک مطلب در نشریه طرح نو در روزهای اخیر، و بادرج یک شعر از شاهنامه ی فردوسیدر شماره آخر خود، باعث براه افتادن موج دیگری از اعتراضات در شهرهای آذربایجان و دیگر شهرهای ترک نشین ایران شده است. اعتراضاتی که چندین بار نیز در سال های گذشته نیز بارها به بهانه های مختلفی از قبیل انتشار یک کارتون در روزنامه تا برنامه طنز کودکانه تلویزیونی به راه افتاده بود. در این یادداشت سهی مرده ام به ریشه های واقعی این حمایت ها و اعتراضاتی که به دنبال آن راه افتاد، و علی الخصوص به آنچه، که بعنوان ستم ملی به مردم ترک زبان در ایران معروف است، بپردازم.

هویت تراشی قومی

یکی از اولین نمودهای این اعتراضات که به راحتی می توان از شعارهای افراد معترض برداشت کرد، هویت تراشی قومی و نژادی، و نفرت پراکنی نسبت به مردمی است که به زبان های دیگر تکلم می کنند. ناسیونالیسم ترک که پرچم ستم ملی علیه مردم ترک زبان در ایران را برداشته، و مدام به این توهم دامن میزنند که بی حقوقی، فقر و ستم روا داشته شده علیه کارگران و مردم محروم در آذربایجان به دلیل ستم ملی و استیلای به اصطلاح قوم فارس است! این نگرش و توهم پراکنی ناسیونالیست ها در آذربایجان ایران خود عامل مهمی بر دامن زدن به این قبیل نفرت پراکنی ها و تفرقه اندازی ها در میان آحاد مردم و کارگران است. ناسیونالیستی که به علت کم اثر بودن، و چه بسا غایب بودن یک آلترناتیو کارگری و مترقی مهر خود را به تمامی حرکت های اعتراضی در استان های ترک نشین ایران زده است. مردم در شهرهای ترک نشین ایران، باید این را بدانند که ریشه های واقعی ستم و بی حقوقی کارگر و مردم محروم و زحمت کش در آذربایجان ایران ریشه در مناسبات سرمایه داری در ایران داردو در واقع این بی حقوقی و استثمار مختص این مناطق هم نیست. و این اصلا اساسی است که ناسیونالیسم ترک در آذربایجان ایران منفعت اش ایجاب نمی کند که اوضاع را نگاه کند. بلکه حتی مدام و سازمان یافته به کمک مدیای اجتماعی در رسانه هاو ... به این حقیقت سرپوش می گذارد



نویسنده : گام
شنبه 20 آبان 1396

برجام ، توافقی طبقاتی

ساناز الهیاری

مذاکراتی که بعد از یک دهه کشمکش، تحریم و تهدید به دخالت نظامی و رژیم چنج، با توافق بر سر ایجاد منافع برای هر دو طرف پرونده اش به حالت بسته در می آید، بطوری که اگر هر یک از طرفین کوتاهی در اجرای مفاد قرارداد نمایند قرارداد فسق می گردد. این قرارداد تا زمانی که سران ذینفع از آن بهره مند هستند ادامه خواهد یافت. بعد از امضاء توافق نامه ژنو، از این توافق طبقاتی بین سران دولتهای سرمایه داری1+5 و ایران، از طرف ایران به عنوان پیروزی یاد می شود. توافقی که در بازی اقتصادی و سیاسی سرمایه داری حالت برد- باخت را برد – برد برای هر دو طرف سران تبدیل کرد. بعد از فروپاشی دیوار برلین آمریکا به عنوان ابر قدرت جهانی و سر کرده ی بورژوازی غرب سعی در تعیین مسیر سود حاصل از انباشت سرمایه جهانی به سمت خودش کرد. و در این راه از تئوری اقتصاد نولیبرالیسم تا به راه انداختن جنگ و به وجود آوردن گروه های تروریستی مثل القاعده، نورالدین و داعش برای غالب کردن ایدئولوژی و قدرت سیاسی اش استفاده کرد و در هر جایی که نمی توانست از طریق دیپلماسی مدنی! به هدفش برسد از طریق ایجاد هرج و مرج و تفرقه افکنی  در داخل آن کشور سعی در بدست آوردن هدفش چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت  می کرد و این تاکتیک در خاورمیانه همان طور که شاهد آن هستیم جواب داد. و بازی اقتصادی و سیاسی در سوریه و عراق و افغانستان برایش برد- باخت می شود ولی در مورد ایران با رسیدن به توافق توانست به برد- برد برسد و این یک پیروزی دراتحاد طبقه ی سرمایه داری جهانی است.

نکته حائز اهمیت در بازی برد- برد این است، مذاکراتی که در جهان سرمایه داری صورت می‌گیرد با انگیزه ی سود و منفعت طبقه کارگر شکل نمی گیرد. این توافقات به دلیل تضاد منفعتی طبقاتی در نهایت برای طبقه کارگر همان سود و منفعتی را نخواهد داشت که برای سرمایه داری جهانی به ارمغان خواهد آورد.

ار مغان برجام در اقتصاد بازار آزاد رفع تحریم های اقتصادی ایران، ورود سرمایه گذاری های خارجی به ایران، به رسمیت شناختن قدرت سیاسی ایران در خاورمیانه و دست کشیدن دولتهای غربی و آمریکا از تحت فشار قرار دادن دولت ایران، از طریق رژیم چنج و تهدید و گزینه های نظامی و کمک به اپوزیسیون های بورژوایی و کمپین های حقوق بشر از جانب سران دولت های 1+5، و ایجاد یک فضای سیاسی خارجی ایمن و عاری از هرگونه شعار جنگ طلبانه و مداخله جویانه در خاورمیانه و مانورهای نظامی به رخ کشیدن قدرت نظامی ایران، با کنترل و نظارت آمریکا، و محیا کردن یک فضای اقتصادی سیاسی رام شده با نیروی کار ارزان و سرکوب شده و خاموش از جانب ایران، که هم بازار مصرف بزرگ و هم نیروی کار ارزان دارد یعنی  ایجاد سود و انباشت سرمایه بیشتر برای سران طرفین توافق در اقتصاد جهانی ایجاد کردن است. این ماحصل توافق برای سران مذاکره کننده اش است. ماحصل این توافق برای عموم مردم جامعه و طبقه کارگر چه خواهد بود؟!


 

 

 

 


نویسنده : گام

معضل بی افقی چپ پوپولیست و یک می

 

اميرحسين محمدى فرد

سراسر دنیا، روز جهانی کارگر، صحنه صف بندی بورژاوازی و طبقه کارگر برای برگزاری یک می است. بورژاوازی با تمام نهادها، ارگان ها ودر راس آن حاکمیت سیاسی اش، در تلاش است تا به روز جهانی کارگر رنگ و نشانی غیر طبقاتی بزند. اول ماه می در تمام جوامعی که تحت سلطه نظام سرمایه داری هستند، بر مبارزه طبقاتی کارگران علیه وضع موجود، استثمار وستم طبقاتی تاکید می کند. اما جبهه متحد بورژوازی در طول تاریخ مبارزه طبقاتی، با کمک جریان ها و سنت های غیر کارگری، سازمان هاو تشکل های حاشیه ای و احزاب رفرمیست وسوسیال دمکرات، سعی کرده که هر سال این روز را از محتوای طبقاتی و هویت کارگری اش دور کند. واین روز را به «آشتی ملی» یا آکسیون های ملال آور وگلایه هایی از بورژوازی در چهارچوب «دمکراسی» و«جامعه مدنی» تقلیل دهد. در ایران نیز بورژوازی از سرکوب وبازداشت تا برنامه های حکومتی ومراسم های خانه کارگر در تهران و برخی از شهرستان ها مسلح میشود و می خواهد به روز جهانی کارگر، این دست آورد بزرگ طبقه کارگر تعرض کند. تلاش می کند راه های ممکن برای هرگونه خود نمایی مستقل ومتحدانه طبقه کارگر را سد کند. در کنار این تعرض آشکار بورژوازی در قالب خانه کارگر؛ که گویا تنها راه ممکن برای حضور کارگران در یک می معرفی می شود، سنت ها و گرایش های پوپولیستی و فرصت طلبان چپ حاشیه ای نیز در مقاطع مختلف و به بهانه ها واستدلال های متافیزیکی گوناگون از توازن قوا ومکانیسم های اجتماعی شدن، وشاید فقط قصدی خیرخواهانه، دنباله روی بخشی از بورژاوزی ایران شدند و درنهایت صف ارتجاع سرمایه داری را علیه طبقه کارگر مستحکم کردند.

اگر بخواهیم از زاویه طبقه کارگر به این روز نگاه کنیم، روز اعلام وجود طبقه کارگر واعلام ایستادگی بر قصد رهایی انسان ها توسط پرولتاریا است. طبقه کارگر در این روز، در سراسر جهان آگاهی خود را از نظام بردگی مزدی اعلام می کند واتحاد خود را به عنوان یک طبقه جهانی و واحد جشن می گیرد. در مقابل، روز پردردسر و تهدید آمیزی برای بورژوازی است. از دیدکارگر آگاه وسوسیالیست های طبقه کارگر، جامعه ایران بر اساس مکانیسم های اقتصادی وسیاسی بورژوازی استوار است. در نتیجه تنها دگرگونی ای ماحصل اش رهایی پرولتاریا است، که توسط طبقه کارگر پیش رود و انجام شود. واین امر زمانی اتفاق می افتد که پرولتاریای ایران بر تفرقه ها و گرد و غبارهای ایجاد شده توسط نظام سرمایه داری که مبنای بقای حکومت اش است، پیروز شود. این شاخص موفقیت و میزان توان پرولتاریا در فتح سنگرهای پیش رو است. پس اگر روز یک می نشان دهنده اتحاد و همبستگی طبقه کارگر است، باید به عوامل ذهنی به عنوان شاخصی تعیین کننده در چگونگی سبک کار کارگری برای حضور در این روز نگاه کرد. نباید یک می را به یک آکسیون ضد رژیمی صرف یا به روز «اعلام مطالبات صنفی» تنزل دهیم. در روز جهانی کارگر، باید تفاوت پرولتاریا با دیگر قشرهای جامعه مشخص و روشن شود. باید به این سوال پاسخ داده شود که منشا ثروت سرشار در جامعه کدام طبقه است وچرا از امکاناتی که تولید کرده بهره مند نیست؟

بنابراین سیاست وسبک کار سوسیالیستی برای چگونگی حضور در این روز نمی تواند آمدن به خیابان برای طرفداری از جنبش های بورژوایی و جریان های غیر طبقاتی باشد. یک می امسال در ایران شرایط ویژه ای داشت. از طرفی محدودیت ها و ممنوعیت های قضایی و پلیسی ازسوی بورژوازی که فعالیت های مستقل در این روز را تاب نمی آورد، و از سوی دیگر مه غلیظ تفرقه افکنی که خانه کارگر و دیگر نهادهای وابسته به دولت به پا کردند تا موقعیت دوباره ای باشد برای بورژوازی و دستگاه سیاسی اش که «کارگر دوست» جلوه کنند. با توجه به چنین شرایطی که نظام سرمایه داری ایران بر کارگران برای برگزاری یک می تحمیل کرده، سنت ها و احزاب چپ و فرقه هایی که طبقه کارگر را به عنوان اصناف گوناگون و منفرد می بینند، و سیاست گریزی را با مبارزه طبقاتی یکسان می پندارند نیز، به جای متحد کردن کارگران در محیط های صنعتی و دخالت دادن خانواده های کارگری برای شرکت در این روز به مثابه تمام طبقه کارگر و اجتماع در محلات و پارک ها ، مراکز تفریحی و محیط های کار و زندگی ، دنباله روی از رویدادها و موقعیت هایی که بورژوازی برای بهره بری خوداش ایجاد کرده را جایگزین روز جهانی مستقل کارگری می کنند.

این روش ها، بارها ناتوانی خود را در پیشبرد مطالبات طبقه کارگر ثابت کرده و در عمل نیز دگرگونی خواهی اش را تا حد دنباله روی خرده بورژوایی که نتیجه بی ربطی اش به سوخت وساز طبقه کارگر است، تقلیل داده است. نهایت کار اجتماعی و کارگری برای پوپولیست ها و فرصت طلبان، علیرغم هر ادعا و نیت خیرخواهانه ای که داشته باشند، به جنبش خودبخودی پرولتاریا خلاصه می شود.



نویسنده : گام
شنبه 20 آبان 1396

شعری از علی صالحی

(کارگر ساختمانی)

§         بپا بپا با قدم های رسا بپا

§         بینداز به سنگ فرش خیابان یک نگاه

            زرد و سفید سرخ و سیاه

§         موج می زنید چون موج دریا

            بی لباس و بی کفش و پا برهنه

§         شب و روز سرگر دان و پا برهنه

           از این کارخانه به آن کارگاه

§         بهر لقمه ی نان آغشته به خون

           هر روز داد می زنیم کی خریدار است جان ما

           به انتخاب نیست به ارزانی است جان ما

§         که هم شب اسیریم و هم روزها

           سر برآریم از کارخانه و مزرعه و کارگاه

§         همه به تنگ آمده ایم از دست نابرابر سرمایه ها

            زن و مرد کارگر و مزد بگیر این دنیا

§         هر آنچه بدست آمده دست رنج ماست نه شما

            کور و کر شده اید از داد ما

§         ما هر روز جان می کنیم

§         که اینک شما هستی صاحب سرمایه ها

           نه کور خوانده اید به یغما بران شیره جان ما

§         رسوا خواهی شد دیر نیست امروز و فردا

            رسوا خواهی شد امروز و فردا

              رسوا خواهی شد امروز و فردا


"منتشر شده در شماره‌ی اول گام"                  

https://t.me/gam1395

نویسنده : گام
شنبه 20 آبان 1396

باب دیلن


اربابان جنگ                                    


با شماهام اربابان جنگ                                    

شماهاکه همه تفنگ ها رو می سازین         

شماها که هواپیماهای مرگ آور می سازین    

شماها که بمب های بزرگ می سازین                

شماها که پشت دیوارپنهان می شین           

شماها که پشت میزها پنهان می شین      

فقط می خوام بدونین                                        

که من می تونم شمارو از پشت نقابها تون ببینم

شماها که هرگز کاری نکردین                             

جز اون که چیزهایی بسازین که ویران میکنه                  

شما که با دنیای من بازی می کن                          

انگار که اسباب بازی کوچک شماست                        

تفنگی در دست من می گذار                              

و از جلوی چشمم دور می شین                           

پشت می کنین و در میرین                                   

وقتی گلوله ها تند شلیک می شن                    

مثل یهودای معروف                                         

دروغ میگین و فریب میدین                            

می خواهید باور کنم                                   

که میشه یک جنگ بزرگ رو برد             

اما من تو ی عمق چشمتون رو میبینم         

و تا ته مغزتون رو می خون                      

همان طور که توی آبی رو میبینم             

که از ناودونم سرازیر می شه                          

شما تفنگ  هارو پر می کنین تا دیگران شلیک کنن       

آن وقت عقب می شینین و تماشا می کنین   

در حالیکه آمار کشته شده ها بالا می ره   

و تو قصرهاتون پنهان می شین               

وقتی که خون جوون ها                                   

از تنشون جاری میشه                                    

و در گل و خاک فرو میره                                   

بدترین ترسی رو که می شه ایجاد کرد          

تودل های مردم می ندازین                                  

ترس از اینکه بچه های بیشتری                         

به دنیا بیان  .


شما به خاطر تهدید بچه ی من                             

که هنوز به دنیا نیومده و نامی نداره                         

لایق خونی نیستین که                                     

توی رگ هاتون جاریه                                       

مگه من چقدر می دونم                      

که دارم حرف بیجا مزنم                          

ممکنه بگین من جوونم                               

ممکنه بگین من نادونم                              

گرچه جوون تر از شمام

اما یک چیز رو خوب می دونم                             

که حتی عیسی مسیح هرگز                    

کارشمارو نمی بخشه                       

بگذارین یک چیزی بپرسم                             

آیا پول هاتون اونقدر ارزش داره ؟                     

فکر می کنین که می تونه                             

براتون بخشایش بیاره؟                                 

فکر می کنم وقتی اجلتون برسه                       

میفهمین که                                                 

تمام پول هایی که در آوردین                          

نمی تونه روحتون رو نجات بده                       

و کاش بمیرین                                                

و مرگتون زود سر برسه                          

دنبال تابوتتون راه می افتم                                 

در غروبی تار                                            

و تماشا می کنم وقتی که شمارو می برن پایین 

و توی گور می گذارن                                  

و روی قبرتون می ایستم                           

تا مطمئن بشم که مردین     

منتشر شده در شماره‌ی اول گام                  

https://t.me/gam1395

نویسنده : گام
صفحات سایت
درباره
حقیقت تاریخ در تضاد طبقاتی‌اش نهفته است. این نشریه گامی در جهت همراهی با طبقه ی بزرگِ تحت ستم در برابرنظام طبقه‌ کوچکِ صاحب سرمایه است .در صورت تمایل به همکاری و یا داشتن پیشنهاد می‌توانید مقالات، نظرات و انتقادات خود را به آدرس ایمیلn.gam1395@gmail.com ارسال نمایید.
آدرس تلگرام نشریه گام: https://t.me/gam1395
سردبیر: امیرحسین محمدی فرد
(زیر نظر هیات تحریریه)
آمار وبلاگ
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز : 5
» بازدید دیروز : 1
» بازدید این هفته : 14
» بازدید این ماه : 33
» بازدید امسال : 33
» بازدید کل : 33
» تعداد پست ها : 9
» تعداد نظرات : 0
لینک های مفید
سایر